تبليغاتX
دندان زندگی ام درد می کند
 

غزل

ما تاجران بال و پریم و نمی‌پریم

یا می‌پریم و راه به جایی نمی‌بریم

مادر بزرگِ دغدغه‌ها تا نرفته است

از بقچه‌های زخم دلیلی بیاوریم

شب را و ماه را و هر آنچه ستاره است

حتی به نرخِ روز سیاهی نمی‌خریم

یا مهربان شویم و به فکر دریچه‌ها

یا از« فروغِ» ماه چراغی بیاوریم

بگذار بگذریم از آنچه گذشته است

ای عمر من! دوباره بیا تا ... نه! بگذریم.

رباعي (۱)

در کُنج دلِ تنگ تو جا خواهم کرد

با خوب و بدِ زمانه تا خواهم کرد

در روسری‌ات مشکلی افتاده ولی

یک شب گره از کار تو وا خواهم کرد.

رباعي (۲)

پیرم، امّا هر کس ذاتی دارد

می‌دانم ذاتم تبعاتی دارد

چندی‌ست که عاشق شده‌ام زور که نیست

اصلاً به شما چه ارتباطی دارد؟!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 19:45  توسط كيوان داوديان  | 

 

در ساكت‌ترين و سردترين شبي كه ماه، قباي بلند عزاي شب را بر دوش انداخته است، در زمستاني از تاخت و تاز بادها و بوران‌ها، تقويم تنهايي‌ام را بر مي‌دارم و چهلمين شب مغموم را در سكوت لالايي‌هاي مادرم ورق مي‌زنم، ورق مي‌زنم و تا مي‌خورم، ورق مي‌زنم و تا مي‌كنم با اندوهي كه به اندازه‌ي تمام شادي‌هاي سي و سه ساله‌ام در من قد كشيده است.

اين دوبيتي را تقديم مي‌كنم به مهرباني‌هاي مادرم، به آن اميد كه دعاي مادرانه‌اش همواره بدرقه‌ي راهم باشد در مسير رنج‌ها و رنجش‌ها؛

اتاق ماتمم كه در ندارد

به جز غم دايه‌اي ديگر ندارد

خدا با اين غم عظما چه كرده؟!

كه از روز ازل مادر ندارد. 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 22:29  توسط كيوان داوديان  | 

 

(۱)

من مال تو می شوم تو هم مال منی

باید پایان آن دل از من بکنی

این فیلم عاشقانه اسمش قفل است

من منتظرم تا تو کلیدش بزنی.

(۲) 

روزی نکند آینه ی دق بشوی

هی غم بخوری داغِ شقایق بشوی

هر چند بعید نیست از آدم ها

روزی نکند خر شوی عاشق بشوی.  

(۳) 

در عشق کسی نیست که ضابط بشود

یا اینکه نمک گیر روابط بشود

 آن چار نفر کو که شهادت بدهند؟

تا قتلِ دلِ من به تو ثابت بشود.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 20:47  توسط كيوان داوديان  | 

 

خدایا! اضطراب های بزرگ، غم های ارجمند و حیرت های

عظیم بر روحم عطا فرما ، لذّت ها را به بندگان حقیرت

ببخش.

                                                            دکتر شریعتی

  



+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 15:11  توسط كيوان داوديان  | 

 

 (۱)

آرام سر گذاشت برآغوشِ خوابمان

پایین که آمد از پله ها آفتابمان

تنها «خیال تختی» داریم و سَرتر است

از تاج و تخت های جهان، تخت خوابمان

افتاده ایم از همه ی آب و تابها

افتاده است آب هم از آسیابمان

از برگ و بار و از تب و تاب قدیم ما

آنچه که مانده است درخت است و تابمان

(۲)

جز دودمان رفته به بادت چه دیده است؟

چشم خمار دوست که ابرو کشیده است

سر می دهم به حلقه ی بازوت کز ازل

سر را خدا برای همین آفریده است

دیشب مگر چه در قفس سینه ات گذشت؟

که رنگ و روی خوابِ قناری پریده است

از گرگهای برّه نمای چه گلّه ایست؟

چشمی که در مراتع چشمت چریده است

هرگز به هیچ آهِ گرانی نمی دهم

زخمی که دل به قیمت جانش خریده است.

(۳)

زل می زند به دربه دران چشم دیگری

چشمی بدون پنجره در شعر بی دری

نه از وطن که غربت اگر هست بین ماست

آن کهنه غربتی که به آن آشناتری

شیرین من! در این دلِ بی سقف و بی ستون

تنها مگر تو سایه ی چتری بگستری

وقتی تو خویش پنجره ای رو به من مرا

سوی کدام روزنه ی تازه می بری؟

خورشید من! سری بزن اینبار کوچه را

شاید به بی فروغی ام ایمان بیاوری.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 19:3  توسط كيوان داوديان  | 

 

سؤال: باز هم سلام . ممنونم از جواب هاتون . شما برای من که در مرحله ی دانستن و ندانستن قرار دارم و بیشتر ندانستن هم هست خواندن چه کتاب هایی را پیشنهاد می کنید ؟ وچه منابعی برایم مفید خواهند بود ؟
با آرزوی پویایی هر چه بیشتر

جواب: با سلام، كتاب كارگرداني خوب زياد داريم، نمي دونم چي خوندين كه كتابهاي ديگري بهتون معرفي كنم ، خودم سالهاست كتاب چگونه كارگرداني كنيم (دستور زبان فيلم) از دانيل آريخن* رو تدريس مي كنم و بهش اعتقاد دارم ، فكر مي كنم هر كسي دانيل آريخن رو ياد بگيره تئوري كارگرداني رو ياد گرفته.

*(Grammar of the Film Language – Daniel Arijon) 

موفق باشيد ـ داوديان

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 1:27  توسط كيوان داوديان  | 

 

سؤال: سلامی دوباره . میتونید نحوه ی دکوپاژ کردن فیلم نامه را قبل از شروع فیلم برداری برام توضیح بدین ؟ و اینکه برای گرفتن مجوز یک فیلم به چه سازمانی باید مراجعه کرد ؟ البته در صورتی که کارگردان تهیه کننده هم باشد.
زنده و پایدار باشید .
بسیار ممنون

جواب: با سلام، احتمالاً منظورتون از فيلمبرداري تصويربرداري باشه! چون فيلمبرداري مربوط ميشه به فيلم و دوربين 35 م.م كه بعيد مي دونم شما بخواين با همچين دوربيني كار كنين. به هر حال براي دكوپاژ (Shooting Script) قبل از هر چيزي بايد فرم دكوپاژ رو تهيه كنين خودتون هم مي تونين طراحي كنين خيلي ساده س. گام آغازين براي دكوپاژ يك سكانس اينه كه ابتدا بايد از خودمون چند سؤال بپرسيم؛ 1- سكانس مورد نظر در چه موقعيت زماني و مكاني اتفاق مي افتد؟ 2- هدف از اين سكانس چيست؟ 3- سكانس چه چيزي را مي خواهد به مخاطب انتقال دهد؟ 4- اين سكانس چه تأثيري روي مخاطب دارد؟ و ... بعد از پيدا كردن پاسخ سؤالات مربوطه كه بايد به پاسخهاي روشني رسيده باشيم با پيروي از اصول ميزانسن (Mise en scene) ، ميزانسنِ كاراكتر رو تجسم و يادداشت مي كنيم، كاراكتر ما دراز كشيده يا نشسته ؟ لم داده يا ايستاده ؟ مسير نگاه و حالتهاي مختلف اعضا بدن رو مشخص مي كنيم ، بعد با توجه به اصول پيام شناسي موقعيت كاراكتر (Character) را نسبت به آكسسوار (وسايل صحنه) مشخص مي كنيم و در صورت نياز نحوه استفاده از اونها رو يادداشت مي كنيم. البته شايد پلان اول سكانس ما بدون كاراكتر باشه مثلاً نماي عمومي شهر در شب باشه يا نماي عمومي يك آپارتمان. كه در اينصورت به ثبت مراحل اوليه كه توضيح داده شد نيازي نيست. سپس Set Up يعني جاي دوربين رو مشخص مي كنيم. از مهمترين نكات كارگرداني انتخاب جاي صحيح دوربينه كه در چه موقعيتي نسبت به كاراكتر يا به طور كلي سوژه قرار بگيره. بعد اندازه نما را مشخص مي كنيم كه Long Shot (نماي باز) باشه يا Tight Shot (نماي بسته)؟ بازيگر در نماي Close Up باشه يا در نماي Medium ؟ يا ... بعد در صورت نياز مسير حركت بازيگر رو يادداشت مي كنيم و اگه خواستيم نحوه استفاده از ابزارهاي حركتي مثل Crane يا Travelling رو هم ثبت مي كنيم. معمولاً در برگه دكوپاژ نوع موسيقي، افكت ، آمبيانس(صداي محيط) و جلوه هاي ويژه رو هم براي هر سكانس بطور جداگانه ثبت مي كنن. يك نكته مهم ؛ هميشه وقتي دكوپاژ مي كنيم بايد اول و آخر پلان را دقيقاً بدونيم تا به پايان مشخصي نرسيديم پلان بعدي رو دكوپاژ نكنيم. نكته اساسي ديگه اينكه اونقدر بايد به دكوپاژهاي متفاوت فكر كرد تا به دكوپاژ ايده آل رسيد و اين مستلزم فيلم ديدنه البته فيلم خوب ديدن!!! مراحلي كه توضيح داده شد براي دكوپاژ پلان اول بود حالا براي پلان هاي بعدي با حفظ راكوردها بايد همين سيكل رو طي كنيم. حفظ راكوردها حين ضبط از وظايف مهم منشي صحنه شماس، به همين خاطر به منشي صحنه حافظه كارگردان ميگن.آنچه گفته شد توضيح مختصري از نحوه دكوپاژ بود اگه بخوام ريزه كاري هاي دكوپاژ رو دقيق آناليز كنم بايد ساعت ها بنويسم كه مجال نيست. اگه هم به مشكل خاصي در خصوص دكوپاژ برخوردين در پروفايل مدير شماره تماس من ثبت شده مي تونيد تماس بگيريد.

در مورد مجوز پرسيده بودين؛ مي تونيد طرح فيلمنامه هاتون رو به معاونت سيماي صدا و سيماي شهرتون ارسال كنين كه اگه طرحتون تصويب بشه هم از نظر مالي در مضيقه قرار نمي گيرين هم ابزار كارتون رو مجاناً در اختيارتون قرار ميدن. اگه از لحاظ مالي مشكلي ندارين مي تونين از طريق انجمن سينماي جوان مجوز بگيرين و فيلم بسازين. اگه هم مي خواين سينمايي بلند بسازين و با دوربين 35 م.م كار كنين كه به نظر من هنوز خيلي زوده بايد از طريق اداره فرهنگ و ارشاد وارد عمل شين. اگه فيلمنامه اي با موضوع دفاع مقدس دارين مي تونين به آدرس : ايلام _ ميدان كشوري _ ابتداي بلوار مدرس _ سازمان بنياد شهيد و امور ايثارگران استان ايلام _ معاونت پژوهشي _ كارشناس سينمايي كيوان داوديان ارسال كنين كه اگه طرح خوبي باشه هم بهتون مجوز ساخت مي ديم هم بودجه كافي براي ساخت در اختيارتون قرار مي ديم.

ساعي باشيد و منصور  _ داوديان

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 4:26  توسط كيوان داوديان  | 

 

(۱)

عمری دویده و به بهاران نمی رسد

تقویم کهنه ای که به پایان نمی رسد

 

ما را به دشت و عالم دیوانگی چکار !

مایی که کوچه مان به خیابان نمی رسد

 

وقتی شهید معرکه ابرست و بادها

حتّی سلام دشت به باران نمی رسد

 

از آسمان هشتم ات افتاده در غزل

حسّی که هفت پشت به انسان نمی رسد

 

آری تو بیت آخری از شعر آخری

شعری که هیچگاه به پایان نمی رسد.

 

(۲)

عشق یعنی دو نیمه در دو بدن

نیمی از آن تو ، نیمِ دیگر من

 

یعنی از شاخه باغی آویزان

و خزان در خزان نیافتادن

 

یعنی آن رنج های مادرزاد

یعنی این اتّفاقِ آبستن

 

عشق ؛ شعرِ بلندِ کوه و صداست

شعرِ موهومِ تیشه زن... زن... زن...

 

آری آن زن چنان به تن نزدیک

که تنه میزند به پیراهن.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 2:42  توسط كيوان داوديان  | 

 

سؤال:در ساخت فیلم با مشکلات زیادی برخوردم . در واقع نمیدونم از کجا شروع کنم و مثلا اینکه اول پیدا کردن لوکیشن مهمه یا پیدا کردن تصویر بردار؟ چون تازه کارم و از خیلی از عوامل سنم کمتره کمتر کسی جدی می گیره ، مثلا در نیم تجربه ای که داشتم برخورد با مسئول تدارکات که سنشون خیلی از من بالا تر بود برام خیلی مشکل بود . در واقع نمی دونستم چی کار باید بکنم و اوضاع برام کاملا به هم ریخته شد . از خیلی از کارگردان ها خواستم که باهشون سر صحنه برم اما یه جورایی احساس کردم هیچکومشون نخواستند .
ممنون

جواب: یک کارگردان در وحله اوّل باید یک مدیر خوب باشه. اونور آبی ها به کارگردان خدای صحنه میگن! اینکه کی از کی شناسنامه اش زودتر صادر شده مهم نیست مهم اینه که به کی چه کاری محوّل شده و این وظیفه تهیه کننده س نه کارگردان!!!  پیدا کردن تصویربردار وظیفه تهیه کننده و انتخاب لوکیشن از وظایف کارگردانه ! حالا اگه میخوای هم تهیه کننده و هم کارگردان کار باشی اوّل وظایف خودتو تفکیک کن بعد وظایف تک تک عواملی که باهات کار میکنن رو به همه ابلاغ کن (ابلاغ کتبی). ضمناً اولویتی برای انتخاب تصویربردار و لوکیشن وجود نداره چون هر دو در عرض هم هستند نه در طول هم!!!  اینکه کارگردانها اجازه ندادن بری سر کارشون بهشون حق بده چون گاهی وقتا خودم از آوردن بعضی شاگردام سر صحنه پشیمون شدم ، شاید هنوز ظرفیت اون فضا رو نداشتن ، به همین خاطر به کسی به عنوان مهمان اجازه نمیدم بیاد سر صحنه مگه اینکه اولاً بدونم به سطحی از علم کارگردانی رسیده که با دیدن یاد میگیره دوماً به شناخت کافی از طرف رسیده باشم.

ساعي باشيد و مانا ـ داوديان

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 2:15  توسط كيوان داوديان  | 

 

سؤال: سلام . خیلی ممنون از اینکه جوابمو دادین . من برای پرسیدن سوال بسیار بی تابم چون شما اولین کارگرگردانی نیستین که ازش سوال میپرسم اما اولین کارگردانی هستین که جوابمو دادین . یه بار فرصت پیش اومد که فیلم نامه ام را به تصویر بکشم اما هرکس یه حفی زد که نتیجه اش شد اینکه از ساختنش پشیمون بشم و بزارم برا یه فرصت دیگه شاید قدم برداشتن خودم برای شروع کار اشتباه بوده ، پس از شما می خوام قدم های شروع کار را برایم توضیح بدین . در ضمن من نظرم اینه که شاید آدم تو زندگی فقط یک بار بتونه فیلمی بسازه پس باید چیزی باشه که ارزش دیدن داشته باشه . منظورم از گفتن این حرف اینه که اکثرا می گن تازه کار باید هر چیزی به ذهنش می رسه درست کنه و هیچکس جدی نمی گیری و من در این راه به خنده های تلخ برخوردم و از ساختن پشیمان شدم حالا نظر شما در این باره چییه ؟
بسیار ممنون

جواب: با سلام، سؤالتون خیلی کلیه!!!! قدمهای شروع کار برای کارگردانی هر اثری متفاوته و بر می گرده به فیلمنامه اثر، پس اوّل باید بدونی فیلمنامه چیه و از کارگردانش چی می خواد؟ این می شه قدم اول و بستگی داره به اینکه کارگردان چقدر از علم فیلمنامه بلده و چقدر فیلمنامه ای رو که می خواد بسازه فهمیده . هیچوقت هم از پرسیدن هراسی نداشته باشید آنقدر بپرسید تا به جواب برسید. از فیلم ساختن هم ترسی نداشته باشید که اون هم خودش قدمهای بزرگی برای رسیدن به تجربه هایی ست که نه من بلکه بزرگ تر از من هم نمی تونه اون تجربه ها رو تئوری بهتون یاد بده ، تجربه قدم بعدی یک کارگردان بعد از فرا گرفتن تئوری هاست.

 موفق باشید ـ داودیان

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 0:10  توسط كيوان داوديان  | 

 

فیلمنامه های به ثبت رسیده ام که تاکنون به تصویر کشیده نشده اند؛

 

فیلمنامه سینمایی زیر این سقف بی ستون ( ۱۳۸۴)

موضوع: اجتماعی - سوررئالیست

**********

فیلمنامه سینمایی سرباز صالح ( ۱۳۸۵ )

موضوع: معناگرا

**********

فیلمنامه سینمایی سندس ( ۱۳۸۶ )

موضوع: اجتماعی - عاشقانه

**********

فیلمنامه سینمایی هانا ( ۱۳۸۶ )

موضوع: معناگرا

**********

فیلمنامه سینمایی دوستت دارم پدر ( ۱۳۸۷ )

موضوع: دفاع مقدس

  

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 3:50  توسط كيوان داوديان  | 

 

 عناوین مهمترین فيلم و سریالهایی که طی پنج ، شش سال اخیر ساخته ام؛ 

 

فيلم داستاني « من رؤيا را دوست دارم »

موضوع: اجتماعي

توليد پاييز 1381

عوامل فيلم: نويسنده، تهيه كننده، كارگردان و تصوير بردار: كيوان داوديان –  دستيار كارگردان: حسين نيكروش – صدابردار: محمدرضا جوهري – تدوين: عمران جليليان – دستيار تهيه و هماهنگي: ياسر مجليع نژاد – آهنگساز و خواننده: مهرداد داوديان - بازيگران: بهروز جهانديده – نسرين طاهري – منا سالمي – يوسف رستمي و ...

 **********

فيلم داستاني « اينجا باران نمي بارد »

موضوع: مبارزه با مواد مخدر

توليد بهمن ماه 1382

تهيه شده در صدا و سيماي مركز ايلام

عوامل فيلم: نويسنده و كارگردان: كيوان داوديان – تصوير بردار: مهدي صالحي – دستيار تصوير: اكبر عزيزمنش – صدابردار: روضان حسني – دستيار صدا:  اسماعیل حيدري – تدوين: عمران جليليان – بازيگران: بهروز جهانديده – توران ياقوتي – سيد خليل رفيعي و ...

 **********

سريال 10 قسمتي مشق شب 

موضوع: وقايع انقلاب در ايلام

توليد زمستان 83

تهيه شده در صدا و سيماي مركز ايلام

عوامل فيلم: نويسنده و كارگردان: كيوان داوديان – تصوير بردار: شكر هرمز – دستيار تصوير: علي نجات علي ويسي – صدابردار: علي يارمحمدي – برنامه ريز و منشي صحنه: عظيمه منصورپور- آهنگساز و خواننده: مهرداد داودیان - تدوين: حسن قاسمي – عمران جليليان – بازيگران: مجيد نيك پور - كمال زحمتكش – همت الفتي – سيد خليل رفيعي – خديجه اكبري – احمد سوخته زاري و ...

 **********

فیلم داستانی وقتی تو نبودی

موضوع: دفاع مقدس

تولید زمستان ۸۵

تهیه شده در سازمان بنیاد شهید ایلام

عوامل فیلم: نویسندگان: کیوان داودیان - سعید میرزایی شیرازی - تهیه کننده و کارگردان: کیوان داودیان - تصویربردار: اکبر عزیزمنش- دستیار تصویر: مهدی اکبری - صدابردار: محمدباقر شعاعی - تدوین: عمران جلیلیان - بازیگران: فاطمه شعبانی فر - مجید نیکپور - کبری مرادی - سعید حسنی و ...

**********

فیلم داستانی نفسی برای بادکنک

موضوع: اجتماعی - سیاسی

تولید زمستان ۸۶

تهیه شده در صدا و سیمای مرکز ایلام

عوامل فیلم: نویسندگان: کیوان داودیان - سعید میرزایی شیرازی - تصویر و صدا: روضان حسنی - دستیار تصویر : مهدی اکبری - دستیار صدا: یزدان عباسی - تدوین: طاهر سلطانی - دستیار تهیه: روح الله بختی - بازیگران: بهنام حیدرنژادیان - چهارشنبه آرامش - علیرضا دل هنر و ...

**********

فیلم داستانی اشکی برای باران

موضوع: اجتماعی

تولید بهار ۸۷

تهیه شده در سازمان بنیاد شهید ایلام

عوامل فیلم: نویسندگان: کیوان داودیان - سعید میرزایی شیرازی - تهیه کننده و کارگردان: کیوان داودیان - تصویر و صدا: اکبر عزیزمنش - دستیار تصویر: روح الله مهرآسا - دستیار تهیه: محمدرضا مرادی - تدوین: عمران جلیلیان - بازیگران: صبری محمدیان - مجید نیکپور - مجید رستمی - زهرا عبدی و ...

 **********

سریال ۱۳ قسمتی طوبی

موضوع: اجتماعی

تولید پاییز ۸۷

تهیه شده در صدا و سیمای مرکز ایلام

عوامل فیلم: نویسندگان: حمدالله جمالی - کیوان داودیان - تهیه کننده: سلیم جهانفر - کارگردان: کیوان داودیان - تصویر و صدا: بهزاد آزادی پور - دستیاران تصویر: مهدی اکبری - سبحان رادمنش - منشی صحنه و برنامه ریز: رؤیا نصری - دستیار تهیه: حسین قبادی - تدوین: فریدون رضایی - بازیگران: حنیفه پیربیگی - عزت الله آقایی - علی کریمی - سید خلیل رفیعی - صادق کیانی مقدم - سمانه محمودی - سمیر خالدی - سحر میرپناهی - سعید حسنی - ماریا یونسی و ...

**********

فیلم سینمایی هاوار

موضوع: تاریخی

تولید زمستان ۸۷

تهیه شده در صدا و سیمای مرکز ایلام

عوامل فیلم: نویسنده: مهشید فریدفر - تهیه کننده و کارگردان: کیوان داودیان - تصویربردار: مسعود پوردانا - صدابردار: حبیب الله شمس - دستیار کارگردان و مدیربرنامه ریزی : رؤیا نصری - دستیار تصویر: روح الله مهرآسا - دستیار صدا: ایوب داوری - دستیار تهیه: حسین قبادی - پیمان زینی وند - مهدی ملکشاهی - تدوین: علی محمد کاظمی فرد - حسین حیدری - آهنگساز: سیامک فرخ سرشتی - خواننده: علیرضا منصورنیا - بازیگران: نساء ساری اصلانی - علی کریمی - عباس منصوری - احمد صدفی - محمدباقر کریمی - ثریا شیرزادی - ماریا یونسی - یاسر زینی وند - علی دوستی - وحیده شیرولی پور - حامد کریمی - مالک آبسالان و ...

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 3:40  توسط كيوان داوديان  | 

 

کسی هی جار می زد دل بگیرید

به نرخِ آهِ ناقابل بگیرید

 نخِ زُلفی به من داد و مرا کُشت

سرِ نخ را از این قاتل بگیرید.

 **********

شب از من روز روشن را گرفته

تب و لرزی همه تن را گرفته

 اگر خشکم زده ناچارم ای دوست!

که برقِ چشمتان من را گرفته.

  

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 1:45  توسط كيوان داوديان  | 

 

دنیا چقدر قشنگ می شد

اگه بارون در بزنه

دست بکشه رو باغچه مون

به گلدونا سر بزنه

 

رنگین کمون نشون بده

ابروهایِ کمونیشو

دلِ زمینُ ببره

به باد بده جَونیشو

 

بارون بیاد یا که نیاد

منتظرم در بزنی

دست بکشی رو باغچه ها

به گلدونا سر بزنی

 

به دل میگم تا تو میای

بلند نشیم رو دستِ هم

شونه به شونه هر قدم

دست بذاریم تو دستِ هم

 

 آستینُ بالا بزنیم

چترِ دلُ وا بکنیم

اشک بباریم و خیس بشیم

با غممون تا بکنیم

 

تو آبروم نمی بری

به دل میگم او نبره

بینِ من و خودش باشه

کسی از عشق بو نبره

 

دوسِت دارم چه جور بگم

نگام داره حرف می زنه

سکوتِ من حنجره مه

مدام داره حرف می زنه

 

من تشنه ی نگاهتم

نگام بکن که آب بشم

که سقفِ دل پایین بیاد

ستون، ستون خراب بشم

 

 کاش دلِ من وجود نداشت

یا اینکه داغون نمی شد

شقایقی تو دشت نبود

دلِ کسی خون نمی شد

 

چند بار بمیره دل برات؟

فقط یه بار نگاش کنی

چشات زبون وا بکنن

 یواشکی صداش کنی

 

دلم خونه کاهگلیمه

کلیدشُ میدم بهِت

دلت بذار پیشم باشه

رسیدشُ میدم بهِت

 

گفتم بیا ولی نیا

نذار ملامت بکشم

می ترسم از دیدنتون

خیلی خجالت بکشم.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 1:35  توسط كيوان داوديان  |